آدرینا بانوی اردیبهشتی

به وبلاگ فرشته زندگیم خوش اومدید

 

وقتی دستهای کوچک فرشته گونه ات را به صورت خراشیده ام میکشی شرمسار میشوم که تو پاداش کدامین عبادت بجای ناورده ام هستی اینگونه خوب و پاک و بزرگ...!

 

29 ماهگیت مبارک دلبرک جانان

دردانه زیبا من اصلا فکر نمیکنم با یه دختر بچه ای که در آستانه ی 2سالو نیمگی هست دارم زندگی میکنم  رفتار و حرف زدنت خیلی بیشتر از سنت هست.       سر سفره نشسته بودیم که بابایی سرفه کرد... شما یهو سرتو اوردی بالا میگی : چی شده؟  آب بخور خوب میشی و با اون دستای کوچولوت براش آب میریزی...  و ما همچنان فقط نگاهت میکنیم و از ته دلمون لذت میبریم.       وقتی یکی حرف بد بزنه بهش میگی:نگو من یاد میگیرمااا        تلفنی داشتی با عزیز جون(مامانبزرگِ بابایی) حرف میزدی ...   عزیز: آدرینای من, کی میشه بزرگ بشی بدو بدو کنی بیای پیشم  ...
30 مهر 1395

28 ماهگیت مبااارک دخترم

  ریتم خنده هایت را دوست دارم ... تو در بین تمام آدمها... در این کره خاکی... تافته ی جدا بافته ای...           امروز داشتم حمومت میکردم بهم میگی مامانی برو بیرون در هم ببند خودم حموم میکنم    اخه من قربون اون مستقل بودنت بشممم                            بدون شرح     ...
4 مهر 1395

ما بعد از کلی تاخیر اومدیم

سلاااام به روی ماهتون دل ما برای دوستای گلمون یه ذره شده بود  اما متاسفانه وقت نمیکردم بیام و آپ کنم البته یکی 2بار اومدم یه عالمه تایپ کردم و عکس گذاشتم که بی دلیل همه پرید , منم دیگه بیخیالش شدم  الان هم نمیدونم از کجا باید شروع کنم .  خب بهتره از تولد دو سالگیت بگم که به دلایلی تولدمون خیلی کوچیک و خانوادگی شد  پسر کوچولوی 3روزه پسر عمه م از دنیا رفت واقعا از ته دلم برای مامانش که با هزار سختی دنیا اورده بودش غصه خوردم همچنین برای باباش که روز دنیا اومدنش با ذوق و شوق به همه شیرینی میداد .  خودِ  نی نی هم  که فرشته بود  همچنین چند روز قبل از تولد یکی از آشناهامون که جوون هم بود ف...
8 شهريور 1395

آستانه 2سالگی شکوفه بهاری من 🌺🌸

فرشته کوچولوی اردیبهشتی من ,  شکوفه بهاری من , که با اومدنت هرروزمون رو بهاری و سبز کردی ... آرزویم در دومین زادروزت , فقط و فقط سلامتی و موفقیت است ...  عزیز دلم... بزرگ ِ کوچکم ... قدمهایت را هرچقدر میخواهی بزرگ بردار ... خریدارم حتی به قیمت این تغییرات شیرین ... مگر این روزها همان آرزوهای دلم نبود؟ ...  مگر منتظر نبودم ؟ ...  مگر روزها را نمیشمردم تا تو به اینجا برسی ؟ ... خدایا شکرت... هزار بار شکر که دیدم... بودم...تجربه کردم... این روزها را به من ببخش ... که تمام دلخوشی من , این پریزادِ دردانه است... همیشه باش ... همینقدر نزدیک... همینطور مهربان... همین اندازه ستودنی&nb...
27 ارديبهشت 1395

عید 95

سلام امیدوارم حال همگی خوب باشه , و سال جدید بهترین سال باشه براتون من اومدم با خبرهای خوب و بد  طبق معمول, دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود اما فرصت نکردم بیام    خب اول از همه بریم سراغ تقویمای آدرینا جون  این تقویم 4فصلو برای خودمون سفارش دادم      اینا هم آهن رباییه , که عیدی دادیم        و اینا هم تقویمای تک برگ که زحمتشو زهرا جون, مامان محمد پارسای عزیز کشیدن             هفت سینمون که همراه با شکوفه های روش, خودم درست کردم          توت فرنگی مام...
3 ارديبهشت 1395

آخرین پست 94

برایتان اینگونه دعا میکنم , یه اتفاق خیلی خوب برای همه مون بیفته... یه اتفاقی که مدتهاست منتظرشیم... یه اتفاقی که ته دلمون رو شاد کنه... یه اتفاقی که از شدت ذوق نفس رو تو سینه مون حبس کنه... بارالها , دل همه شاد باشه , آرزو میکنم هیچکس انسانیت رو فراموش نکنه , هیچکس تنها نباشه ... خدایا رزق و روزی وسیع رو به همه عنایت فرما... خدایا داریم به بهار نزدیک میشیم , دل همه ی ما را مثل بهار سبز کن ... آمین                آدرینا جونم با اون که دوست نداشتم ولی برای بار سوم موهاتو کوتاه کردم چون نامنظم بلند شده بود       ا...
22 اسفند 1394

اسفند یعنی اومدن بهار

اسفند عین پنج شنبه هاست که همیشه صد بار قشنگتر از جمعه هاست! اصلا از همون شروعش قشنگه  حس بوی بهار از پشت پنجره و آفتاب گرم بی جون, از لای پرده ها روی پوست سرد خونه... شور قشنگ چهارشنبه سوری   اسفند یعنی یک سال دیگه  یعنی یه شانس دیگه  اسفند یعنی اومدن بهار ❤❤❤ خوش اومدی بهترین ماه سال پیشاپیش آغاز بهار مبارک 21 ماهگی نازدخترم هم مبااارک              شیرین کاریای جامونده از اون ماه:  وقتی یکیو بوس میکنی میگی اااوووومممم ممماا  یه کار بد که میکنی وقتی اخم میکنم خودت دستاتو تکون میدی و میگی آ...
1 اسفند 1394

20 ماهگیت مبارک دلبرک ❤❤❤

 کنار من , تمام تو .. چقدر شبیه دنیامه ...   وقتی تو در کنارم هستی, هیچ آرزوی جدیدی اتفاق نخواهد افتاد غم ممنوع است و غصه قد غن نگاه کن در کنار تو که باشم اوج میگیرم و با تمام وجودم احساس میکنم رنگ زندگی عشق میشود  کنارمان باش تا همیشه حالم خوب میشود و هوای بودنم لطیف 💓💓💓     یه روز خوب, حیاط خونه دِدِ  (باد گرم میومد و موهای آدرینا )               ایشونم دِدِ جان هستن ( مادر بزرگِ مادربزرگِِ آدرینا جون) درواقع آدرینا میشه نبیره شون          آدرینا خانوم ما, الان دیگه همه ر...
21 بهمن 1394

و باز هم افتخاری دیگر از آدرینا بانو

سلام یکی یه دونه من,  آدریناجووونم شما برای دومین بار مسابقه شرکت کردی و باز هم برنده شدی انشالا که تو همه مراحل زندگیت همینجور موفق بشی مامان و بابا بهت افتخار میکنن. وسایلی که از گروه شاتوت برای شب یلدا گرفته بودم. مدیرش یک رای گیری بین مشتری هاش انجام دادند که آدرینا جون ما توی اون مسابقه اول شد هووووووراااااااا     یه چیز دیگه هم که خیییلی برای همه بخصوص مدیر اونجا تعجب انگیز بود ,  یک اینکه رای گیری شروع شده بود و عکس آدرینا, هنوز آماده نشده بود و ما تنها کسی بودیم که یه کم از رای گیری عقب موندیم. و دوم اینکه رقیب آدرینا, عکس بچه های مهد کودک بود که همه شون لباسهای یلدایی پو...
22 دی 1394

18 , 19 ماهگی و شب یلدای جانان مبارک

سلام به عشق کوچولوی زندگیم و دوستای گل نی نی وبلاگیم  خب فکر کنم یک ماه بیشتره که نتونستم بیام و پست بزارم, بخاطر گوشیم  از خونه عمه حدیث داشتیم میومدیم سر راه پله اومدم خم بشم کفشمو درست کنم گوشیم از کیفم افتاد, از طبقه دوم افتاد پایین  منم که از گوشی پست میزارم این شد که خیییلی عقب موندم, خوشبختانه چیز خاصی نشد فقط آنتنش پریده بود که یه کم طول کشید تا درست شه. دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود البته با تبلت میتونستم بیام نت ولی خب نمیتونستم بیام نی نی وبلاگ  اول از همه اینو بگم که سر واکسن 18 ماهگیت خیییییلی اذیت شدی یعنی از موقعی که به دنیا اومدی تا الان من اونطوری ندیده بودمت اونجا که واکسنار...
4 دی 1394